ئامیان
1 عاشقان به یدێ ئامیانم کهردێ
2 تاگه رما تهنم خهیاڵ خۆل دهیدێ
3 مایهی ئارامش نه کاسه مشدێ
4 با گرسۆ خهیاڵ تا ئشمه هه ندێ
5 مه ن، نیهن دڵم بێ دهنگی باردێ
6 کتنه کهمینهن مه ر ئشمه نازدێ
7 هۆشتا خهمی بۆ نه چڵاکنۆمهره
8 تێک دۆ رهوانم فرهم دا نهبهره
9 ماس ی مهسی حهق وهش گێرتهنت دهق
10 عاشقی خامۆش چی مهکهری نهق
11 ره حمێ کهر بیاوه وه دادی خامان
12 ئامیانما کهره دڵ بیاونه ئامان
بئ ده نگ-هورامان_زمستان89
سلام بر دوستان چند تن از دوستان در خواست کرده بودند که معنای اشعار هورامی را به زبان فارسی بنویسم
اما بنظر من هر کس باید خود شعر را تجربه و ترجمه کند حالا بماند زبان هورامی چون اکثریت افراد متوجه معنای آن نمی شوند
اگر من شعر را برای شما تفسیر کنم تحت تاثیر معنای من قرار می گیرید و از رسالت شعر که ارتباط برقرار کردن با دل و درون خود شماست جا می مانید
و آن وقت تفکرات من را می شناسید نه احساسات و عواطف خودرا
اما این باربنا به پیشنهاد دوستان معنای این چندبیت رامی نویسم بخاطراینکه فارسی زبان ها وسورانی زبان های بزرگوار متوجه معنای شعرهای هورامی شوند
ئامیان: در فرهنگ اوستایی وزبان هورامی ازنظر لغوی به معنی عشق ودوست داشتن،سرشت وجوهر است
یعنی چیزی که جوهر وماهیت وسرشت راتغیرمی دید وهرسه یک معنی می دهد شاید بپرسید عشق چه ربطی به جوهر وسرشت دارد؟دراصل عشق یعنی جوهر
در آموزه های عرفانی فقط عشق واقعیت دارد، دنیای اوهام و کشمکش سراب وخیالی بیش نیست
درزبان هۆرامی ئامیان در اصطلاح عامیانه یعنی مایه ی ماست که به شیر اضافه می کنند تا تبدیل به ماست شود
ماهیت عشق دقیقا مانند مایه ی ماست است
که باعث تغییر حالت شیر می شود طوریکه اصلاتصور نشود روزی شیرخامی بوده است
عاشق واقعی همان ماست است که مست حقیقت است
او به آرامش وسکون خویش رسیده است
از دنیای خیال وهیجان فراتر رفته است و قدم در جولانگه رهایی و شعف درونی گذاشته است
شیرخوراکی نماد از فردی خام است که در دنیای هیجان؛حرارت ؛افکار وجنب وجوش غرق است دنبال آرامش میگردد درونش پرازغلغله است تا ناگهان متوجه میشود که اون چیزیکه او دنبالش هست دست ماست است
دراصل خود ماست است
که کاملا بااو فرق میکند ونمی داند چه طوری به ماست تبدیل شود تا از پریشانی وفسادکه خیلی زود دامنگیرش می شود خلاص شود او متوجه وخامت مسئله هست که فرصت کافی نداردوازخود میپرسد چکارکنم?تا به این نتیجه می رسدکه باید دامن گیر( ماست مست عشق) شودوشعر از اینجا شروع میشود
معنی:1ای عاشقان رسیده به آرامش وسکنا گزیده درسکوت بیائید مایه ی ماست(عشق) را رادر شیر سرگردانی من بریزید
2تافرصت دارم وجسم من که همان کاسه ی شیر است گرم است و سرد نشدم شیرم را بهم بزنید(یعنی خودآگاهی مرا هوشیارکنید تاازآن آرامش دروغین ومرگ تدریجی خلاص شوم) تا مایه درتمام شعورواحساس من نفوذ کند تاهمه وجودم را یک جا به ماست عاشق تبدیل کند
3مایه ی آرامش وقرار رادرکاسه ی آگاهی من بریزید
4درنهایت میگوید تاشماعاشقان برروی زمین زندگی میکنید باعث امیدواری تمام سالکان طریق عشق هستید شیر(تمام عواطف واحساسات)خام مارا بعدازبهم زدن آرام کنیدتادچار تغییر ماهیت شود واین لحظه ی رسیدن به عشق است که بطورکلی ازشیرخام فاصله میگیردوهرگزنمی توانددوباره شیرشودوبازگشتی هرگزوجودندارد
5دراین بیت بعدازلطف عاشق وبخشیدن بخشی ناچیزی ازآگاهی خویش مرحله فوق العاده حساس،بحرانی وآسیب پذیری درزندگی شیرخام است تا کاملاماست شودتادر طی طریق عشق اوج بگیرد
عشق آسیب پذیر است نیاز به مراقبت دایم دارد تا شیر خود آگاهی را فاسد نکند شیر اعتراض میکندمیگوید دلم امن نیست احساس امنیت نمی کنم آسیب هازیاداست دارندمانع من می شوند وهمین جاست خلوت وتنهایی وانزوارافریادمی زندتابعشق وحقیقت وجودی خود برسد
6میگوید گربه(شیطان؛شر)درکمین ضربه وهلاک کردن من است مراقب من باشید من آسیب پذیرم حساسم
7این بیت فریادوعجله ی شیراست برای رسیدن به مبدا و میگویدمراقب هرگونه غم باشیدتادرون مراتکان ندهدکه باعث واماندگی،اندوه وناراحتی غیرقابل وصف روان من شود
8اگرغم بیایدومراتکان دهد کارم بی ثمر می شود وصاحب خانه(پروردگار)مراازدرگاه خود بیرون میکندیادمان باشد این اندوه اندوه متعالی نیست منظوراندوهیست که زائده خیال است
9ای( ماست مست عشق الهی) چقدر زیبا آرامش یافته ای به سکوت رسیده ای چگونه چنین قالب زیبا وبی رنگ را بخود گرفته ای ؟خوش بحالت
شیر خام تجلی آرزو های خود را در وجود ماست می بیند واینجاست دم از مدح ماست می زند
10ای عاشق خاموش چرا صدایی ازتو درنمی آیدوحرفی نمی زنی و به فریادخامان نمی رسی ؟
11ای ماست عاشق پخته رحمی کن به داد خامان(شیر)برس
12مایه ی عشق الهی وحقیقت هستی رادردرون ما بریز ودل بی قرار مارابه امن وآرامش ابدی وصل کن
آنهایی که عاشقند خوب میدانندچی میگویم آنهایی که نمی دانند هیهات که (ئامیان) نشده اند
باید تافرصت هست عاشقی پیداکنند ومایه راازش بستانند
به این مقدار بسنده می کنم چون تمام کتابهای عاشقان راپراز این مطالب می بینم ونیازی به اطناب مطالب نیست ومن هم چیزی تازه نگفتم همه چیز راشاهین های اقلیم عشق گفته اند و من موش بچه ای دربرابرایشان نیستم
والسلام
مانگه شه و-بی ده نگ- زمستان89