مهرههمش چهنی مدهی تهدارهک/
دوو عالهم گێڵی مهرههم مهوینی/
چوون حهیرانهکهی ئیشی ئهوینی/
باسلامی مجدد به همه ی دوستان /آموزشی سربازی را به سلامت تمام کردم اتفاقا فرصت خوبی بود/تو افکارو احساسات خودم تجدید نظری داشته باشم/ تو این دوره ی کوتاه دست از شعر گفتن بر نداشتم/بسلامتی اگه عمر مجال زیستن داد درآینده چاپشان میکنیم/تا شایدشعرهایم شرابی ناب واسه خوماران گوشه ی تنهایی باشد/یا فرصتی برای سرگرمی قشر محوران پوست پرست/یاشاید اندوهی دیگر بر حزن عاشقان خاموش شعر برای من بیرون از زندگی روزانم نیست؛شعر نباید یه موضوع انتزاعی را تصویر بکشد/ شعر ضرب آهنگ چالش های روزانست که به سوی نظمی مستتر حرکت میکند؛و خود رامیپوشاند /وجود خود شاعر باید خود شعر باشد/ تجلی آنچه شاعر واقعا هست رادر شعرش به تصویر بکشد نه یک موضوع انتزاعی وکلیشه ای؛که با قرار دادن چند کلمه ذایقه ی شنیداری راتحریک کند آنچه واقعا شاعر هست؛درطول زندگی روزانه ی وی شکل گرفته است پس باید از زندگی روزانه شروع کند یعنی از خودش شروع کند کسیکه ازخودش شروع نکند نمیتواند تا افق های دور؛ پرواز کند شاعر باید اول پرواز کردن را یاد بگیرد بعد از آسمان حرف بزند تمام تلاشم این بوده که شعرم را بخودم نزدیک کنم؛دنبال هیچ فلسفه وایدئولوژی خاصی را نگرفتم؛ فلسفه ی من چالش های اطراف هست زندگی روزانه ی ما همه چیزی که تصور می شود کرد راشامل میشود به نزد من خود زندگی؛ پیچیده ترین پدیده ی هستی است؛اگرم پیچیده نباشد حداقل آنطوری یادمان دادند که آن را پیچیده ببینیم پس کسیکه با پیچیده سروکار داشته باشد باید قدرت روبه رو شدن بازندگی را داشته باشد پناه بردن به فلسفه وایدوئولوژی های سانتیمانتال فقط فرار از واقعیت زندگیست به نزد من بلوغ مال کسی نیست که ضریب هوشی خوبی تو پیدا کردن روابط ریاضی را دارد بلوغ مال کسی هست با این همه پیچیدگی زندگی راه درست زیستن را پیدا کرده است شعر من تصویر زندگیست/تو زندگی هم همه چیز هست/رنج هست؛عشق هست؛مرگ هست؛اشک هست؛شادی هست؛خدا هست پس اگه عناصری چند زیاد به چشم می خورد بخاطر این است که اینها زندگی بشر را به چالش کشیده اند مثلا عشق نگاه کنید تو کل تاریخ چند ذهن را درگیر خود کرده است؛پس نمی شود ساده ازآن گذشت یا به عبارتی رنج وغم انسان که شعور آدمی را تحت تأثیر قرار داده است شعر من از چکمه های بچگی شروع میشود؛تا افق های دور دست فراسوی خیال .حال در این زمینه تا چه حد موفق بودم را می سپارم به شما. البته این شعرایی که تو وبلاگ است شعرای چندسال پیش است؛وهم اکنون شعرهای زیادی دم دست هست که تو دوران سربازی فرصت گذاشتن آنها را ندارم ایشاءالله اگه فرصت شد چاپشان می کنم /
گێرتم وهر ئه نقهس؛شێوهی شاعێری/
تا پۆژیا مهنۆ بهزمی ساحێری/

